من می خواهم دیگر چشم هایم را نبندم ،
تاریکی ِ چشم هایم دلم را بیخودی خوش می کند ...
و من هنوز زندگی را دوست دارم ...
( Enjoy your life fully for it's the only thing which counts in Mastaristaka)
q 
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385|
7:45 AM  | ارغوان خسروی |
نیفتاد که نیفتاد که نیفتاد ...
q 
شنبه بیستم آبان 1385|
10:15 PM  | ارغوان خسروی |
آمین
به خداوند بگویید دست و رویش را بشوید ،
شاید فردا مدادش را در دست گرفت
و قضای مقدرش به تغییر افتاد ...
q 
جمعه نوزدهم آبان 1385|
11:25 PM  | ارغوان خسروی |