نداره! آقا جان نداره! عنوان نداره!
الان دیگه خلا نیست ، جاش نمک هست !!!
q 
شنبه سی ام اردیبهشت 1385|
2:27 AM  | ارغوان خسروی |
پاترل .
شب ها
فکر اینکه کسی در آن سوی کره ی زمین
نفس می کشد ،
راه می رود ،
می خندد ،
و مرا فراموش می کند ...
خاطرم را می رنجاند
صبح ها
تخیل این که بالاخره روزی
کسی از آن سوی کره زمین
می آید
که راه می رویم ،
دوباره لبخند می زنیم ،
و گذشته را فراموش می کنیم ...
دلم را می لرزاند
امروز صبح
صدای منحوس کلاغ ها ،
صدای دزدگیر نمی دانم کدام چیزها ،
خلا درون ذهنم ،
و عضوی که شاید روزی منبع احساساتم بود ،
همه را کامل می کند
دلتنگی و انتظار خلا نداشت .
q 
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385|
8:44 AM  | ارغوان خسروی |
دیگه از اون موقع به بعد همه چیز مال جفتشونه !
از اون موقع به بعد ...
q 
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385|
5:1 AM  | ارغوان خسروی |