شبها جنایتکارند
من چشم هایم را می بندم
بگو چقدر مانده تا سحر شود
بگو چند بار از این پهلو به آن پهلو شدن
چند بار رفتن و آمدن
چند لیوان آب؟
چه کسی می گفت شبها جنایتکارند ؟
q 
یکشنبه هشتم خرداد 1384|
10:55 PM  | ارغوان خسروی |
آسمان
آسمان چشم های من می گرید
ولی چشمان آسمان من هنوز می خندند
و من همیشه
سرگردان میان این دو
هاج و واج به زمین می نگرم
q 
یکشنبه یکم خرداد 1384|
0:40 AM  | ارغوان خسروی |
انگار همین دیروز بود
تو چه زود بزرگ شدی
و من
چه دیر باید لبخند کودکیم را فراموش کنم
...
q 
یکشنبه یکم خرداد 1384|
0:39 AM  | ارغوان خسروی |