تبليغاتX
من خودم هستم

 RSS 

 
شبها جنایتکارند
من چشم هایم را می بندم

بگو چقدر مانده تا سحر شود
بگو چند بار از این پهلو به آن پهلو شدن
چند بار رفتن و آمدن

چند لیوان آب؟


چه کسی می گفت شبها جنایتکارند ؟


آسمان


آسمان چشم های من می گرید
ولی چشمان آسمان من هنوز می خندند

و من همیشه
سرگردان میان این دو
هاج و واج به زمین می نگرم
انگار همین دیروز بود
تو چه زود بزرگ شدی
و من
چه دیر باید لبخند کودکیم را فراموش کنم
...
© 2 0 0 6 a r g h a v a n .